سيد جلال الدين آشتياني

176

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

وحدت عددى به واسطهء دورى از منبع نور و قدرت و بعد از سعه و اطلاق و صرافت در نهايت خست و محدوديت است . ما در اين عالم هر جسمى را لحاظ كنيم ، اگر مثل آن جسم را به آن منضم نماييم ، مجموع از دو جسم بزرگتر از هريك از دو جسم است ، يا اگر به لونى مثل آن لون منضم نماييم ، مجموع از دو لون غير هريك از دو لون است . ولى وحدت عقلى اين نحو نيست ، آنچه كه از سنخ آن فرض شود در آن وحدت موجود است . اگر ما هزاران عقل مثل عقل فعال فرض كنيم ، حال اين واحد در وحدت خود حال عقول متعدد مفروض را دارد در كثرت . مثلا اگر ما نفس طبيعت انسان را ملاحظه كنيم ، بدون لحاظ عوارض مفارقه از زمان و مكان و تجسم و تقدر و غير اينها و اضافه نماييم به انسان ملحوظ انسانى ديگر مثل آن يا هزارها انسان ديگر در مقابل آن لحاظ نماييم ، عقل ما فرقى بين اين انسانهاى متعدد صرف كلى موجود به وجود اطلاقى نمىبيند . لذا صاحب تلويحات « 1 » گفته است : « و صرف الوجود الذي لا أتمّ منه كلّ ما فرضته ثانيا ، فإذا نظرت إليه فإذن هو هو ، إذ لا ميز في صرف شيء . » « 2 » سر اين مطلب آن است كه فرض اثنين در وحدت عقليه محال است و آنچه را كه ثانى براى وحدت عقلى فرض نماييم ، همان وحدت عقلى است و ثانى براى آن نمىباشد . بايد اين معنا معلوم باشد كه وحدت حقيقى اطلاقى مراتبى دارد كه بعضى از آن مراتب نسبى و اضافى و بعضى حقيقى و ذاتى مىباشد . وحدت حقيقى ذاتى ، وحدتى را گويند كه از نهايت وحدت و صرافت محيط بر همه ذرات عوالم باشد و فوق آن وحدت و اطلاقى تصور نشود و

--> ( 1 ) . شيخ الاشراق در تلويحات و ساير كتب خود بعد از نفى ماهيت از حق تعالى به اين گفته جهت اثبات وحدت مبدأ عالم استدلال كرده است . ( 2 ) . رجوع شود به اسفار ، چاپ سنگى تهران ( 1282 ) ، مباحث عاقل و معقول ، 83 ، ص 283 .